خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

189

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

خاصه محال است . اكنون كه دو اصل فوق معلوم گرديد ، جدا كردن و متميز نمودن قضاياى موجهه‌اى كه منعكس مىشوند ، از قضاياى موجهه‌اى كه منعكس نمىگردند در سالبه‌هاى كليه به راحتى صورت مىگيرد . ازاين‌رو تمام قضاياى دائم ، ضرورى ، مشروطات و عرفيات منعكس شده باقى قابل انعكاس نيستند . از مطلقات فقط مطلق عرفى منعكس مىشود و آن را « مطلق منعكس » مىنامند . اما تعيين جهت عكس داراى ضابطهء ديگرى است و آن اين‌كه هرگاه فقط ضرورت يا فقط دوام را اعتبار كنيم به حسب ذات تنها يا وصف تنها ، كميّت و جهت به همان‌گونه كه بوده‌اند ، باقى مىمانند . اما اگر جهت از دو اعتبار مركب باشد ، مثل دائم لا ضرورى يا ذات و وصف را با همديگر اعتبار كرده باشيم ، يكى از اين دو - كميت و جهت - به حال خود باقى مىماند . بلكه اگر كميت محفوظ بماند جهت عام‌تر مىشود و اگر جهت محفوظ باشد ، كميت خاص‌تر مىگردد . بيان اين‌كه در صنف بسيط ، كميت و جهت عكس و اصل فرقى نمىكند ، اين است كه اگر سلب « ب » از « ج » ضرورى باشد ، سلب « ج » از « ب » نيز فقط بايد ضرورى باشد نه چيز ديگر . زيرا اگر ممكن باشد ، لازمهء آن اين است كه « ج » بر « ب » قابل حمل باشد و از امكان اجتماع هردو تناقض حكم اصل لازم مىآيد و اگر سلب « ب » از « ج » دائم باشد ، سلب « ج » از « ب » نيز فقط بايد دائم باشد ، زيرا اگر مطلق باشد ، اجتماع هردو حكم پيش مىآيد كه باعث تناقض مىگردد . فخر الدين رازى « 1 » گفته است : از آن‌جا كه سلب كاتب از انسان در يك حال از يك شخص ممكن است ، پس سلب آن براى هميشه از همهء اشخاص ممكن است . بر اين تقدير سالبهء دائمهء صرف صادق بوده و عكسش كاذب است . و به همين جهت منعكس

--> ( 1 ) - فخر الدين رازى محمد بن عمر بن الحسين مكنّى به ابوالفضل و معروف به امام فخر رازى و اين خطيب رى از افاضل زمان خود بوده و در بيش‌تر علوم ، خاصه فقه و اصول و منطق و كلام و حكمت و تفسير تبحرى داشته است . مصنفات او بسيار و از جملهء آن‌ها تفسير كبير و شرح اشارات شيخ و مباحث مشرقيه در حكمت است . وى نزد ملوك خوارزمشاهيه محترم و در خراسان به غايت عظيم الشأن بوده ، ولادتش در 543 و وفاتش در ذى حجهء 606 و مدفنش هرات است ( اخبار العلماء باخبار الحكماء ، قفطى ) .